|
خرین کسی که در قلبم نشست احساس کردم تنها هوس است!
بدجور دلم را شکست … و آخرین بوسه ای که بر روی لبانم نشست
باز هم از التماس ها و بی قراریها خسته نشدم و این اولین گناه من بود که صدها بار به آغوش تویی آمدم
که فکر میکردم پر از عشق است پیش خود میگفتم تو زلالی مثل آب هر چه غم است با تو میرود زیر خاک رفتم زیر خاک و آب گل آلود به من رسید و این آخرین غروب من بود برای کسی که صدها بار طلوع کردم!
+ تاريخ چهارشنبه 01 خرداد 1392 | ساعت20:45 | نويسنده longlove | ارسال نظر(1)
|
| |