|
وقتي از كسي كه دوستش داري ؛ هيچ خبري نيست ، نگرانش نباش ! چون همه چي آروم و روبراهه .... حالشم خوبه ! واسه همين فراموشت كرده . + تاريخ سهشنبه 03 مرداد 1391 | ساعت19:00 | نويسنده longlove | ارسال نظر(47)
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: + تاريخ سهشنبه 03 مرداد 1391 | ساعت18:34 | نويسنده longlove | ارسال نظر(0)
اگر کلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست اگر کلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست پس با تمام وجود فریاد میزنم * دنیای زیبای من دوستت دارم * + تاريخ دوشنبه 02 مرداد 1391 | ساعت00:47 | نويسنده longlove | ارسال نظر(0)
+ تاريخ پنجشنبه 22 تیر 1391 | ساعت16:45 | نويسنده longlove | ارسال نظر(0)
ما تماشاچیانی هستیم،
كه پشت درهای بستهمانده ایم!
دیر آمدیم!
خیلی دیر..
پس به ناچار
حدس میزنیم،
شرط میبندیم،
شك میكنیم..
و آن سوتر بازی به گونه یی دیگر در جریان است! ![]() + تاريخ جمعه 16 تیر 1391 | ساعت16:44 | نويسنده longlove | ارسال نظر(0)
رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند + تاريخ سهشنبه 13 تیر 1391 | ساعت13:45 | نويسنده longlove | ارسال نظر(0)
همیشه به من می گفت:
زندگی وحشتناک است
ولی یادش رفته بود که به من می گفت تو زندگی منی
روزی از روزها از او پرسیدم:
به چه اندازه مرا دوست داری گفت:
به اندازه خورشید در اسمان نگاهی به اسمان انداختم
دیدم که هوا بارانی بود و خورشیدی در اسمان معلوم نبود
شبی از شبها از او پرسیدم به چه اندازه مرا دوست داری
گفت به اندازه ستاره های اسمان
نگاهی به اسمان انداختم دیدم که هوا ابری بود وستاره ای در اسمان نبود
+ تاريخ شنبه 10 تیر 1391 | ساعت17:18 | نويسنده longlove | ارسال نظر(0)
نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند + تاريخ شنبه 10 تیر 1391 | ساعت17:02 | نويسنده longlove | ارسال نظر(0)
دختر: تا حالا شده که بخواهی با هم نباشیم ؟ . + تاريخ شنبه 10 تیر 1391 | ساعت16:15 | نويسنده longlove | ارسال نظر(1)
گفتمش همدم شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد + تاريخ شنبه 10 تیر 1391 | ساعت15:22 | نويسنده longlove | ارسال نظر(0)
|
| |